الفيض الكاشاني
134
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خداى متعال در قرآن بيان فرموده است : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ . « 39 » از او سؤال شد تبار چيست ؟ گفت : خوشخوترين شما بهترين شماست از نظر تبار . گفته شده : هر ساختمانى پايهاى دارد و پايهء ايمان خوشخويى است . ابن عطا گفت : آن كه رفعت و بلندى يافت تنها به خوشخويى بود و هيچ كس به خوشخويى كامل و نهايى نرسيد جز محّمد مصطفى ( ص ) ؛ و نزديكترين مردم به خداى متعال آنهايند كه با خوشخويى خود راه پيامبر را پيمودند . شرح حقيقت خوشخويى و بدخويى ( 1 ) بايد دانست كه مردم راجع به حقيقت و ماهيّت خلق خوب سخن گفتهاند و نتيجهء خوشخويى را بيان كردهاند نه حقيقت آن را . ولى تمام نتايج آن را شرح نداده ، بلكه هركس آنچه از نتايج آن به ذهنش خطور كرده و در ذهنش حاضر بوده بيان كرده است و توجّه به ذكر تعريف حقيقى آن كه مفصلا شامل همه نتايج شود نكردهاند . اين گونه تعريف مانند گفتهء يكى از آنهاست كه مىگويد : خوشخويى گشادهرويى ، و بخشش و آزار ندادن است . واسطى گويد : خوشخويى آن است كه از شناخت بسيار به خدا با كسى دشمنى نورزد و مورد خصومت واقع نشود . يكى از بزرگان گفته است : خوشخويى اين است كه انسان به مردم نزديك و در ميان آنها غريب باشد . ابو عثمان گويد : خوشخويى خشنود بودن از خداست . اين گونه تعريفها و نظاير آن بسيار است و اين تعريفها مطرح ساختن نتايج خوشخويى است نه خود خوشخويى ، و نيز شامل تمام نتايج نيست . پرده برداشتن از حقيقت سزاوارتر از نقل گفتههاى گوناگون است . بنابراين مىگوييم : خلق ( به فتح خ ) و خلق ( به ضمّ خ ) دو لفظند كه با هم به كار مىروند . گفته مىشود : فلان شخص خلق و خلقش نيكوست يعنى ظاهر و باطنش خوب است . بنابراين مقصود از خلق صورت ظاهر است و مقصود از خلق صورت باطن . به اين دليل است كه انسان مركّب از جسم و جان است كه جسم با چشم سر
--> ( 39 ) حجرات / 13 : گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست .